ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
107
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
ملك داود نيز چنين درخواستى از او كرده بود . مسترشد گفت كه اين امر را به اختيار سلطان سنجر مىگذارد . در عين حال نزد سلطان در نهان كس فرستاد كه هيچيك از آن دو را اجازهء خطبه ندهد كه تنها او خود شايستهء اين مقام است و بس و اين سخن سبب شد كه سنجر از خليفه نيك خشنود گردد . سلطان مسعود به سوى بغداد در حركت آمد در حالى كه برادرش سلجوق شاه پسر سلطان محمد با اتابك خود قراجاساقى بر او پيشى گرفت و به بغداد وارد شد و در سراى سلطان جاى گرفت . خليفه او را اكرام كرد و با او پيمان نهاد و سوگندش داد . سلجوق شاه فرمانرواى فارس و خوزستان بود . سلطان مسعود از عماد الدين زنگى خواست كه به بغداد حركت كند . او نيز از موصل به بغداد در حركت آمد و در عباسة الخالص به مسعود رسيد . در اين حال لشكريان المسترشد باللّه و سلجوق شاه به دفاع بيرون آمدند . قراجاساقى به مقابلهء زنگى رفت و او را در ناحيهء معشوق منهزم ساخت و بسيارى از ياران او را اسير كرد . عماد الدين همچنان منهزما به تكريت رفت . نجم الدين ايوب در تكريت بود - اين نجم الدين پدر پادشاهان ايوبى است - او برايش پلها ترتيب داد و او از دجله بگذشت و به بلاد خود رفت . سلطان مسعود از عباسه پيش آمد و طلايهء او با طلايهء برادرش سلجوق شاه نبرد كرد و اين نبرد دو روز ادامه داشت . سلجوق شاه رسولى نزد قراجا فرستاد و از او خواست كه زودتر بازگردد . او نيز كه عماد الدين را شكست داده بود بسرعت باز گرديد . چون سلطان مسعود از شكست عماد الدين خبر يافت به عقب بازگشت و نزد خليفه پيام فرستاد كه عمش سلطان سنجر به رى رسيده است و عازم بغداد است و بهتر آن است كه ما عليه او متفق شويم و او را از عراق برانيم و عراق از آن وكيل خليفه باشد . رسولان براى عقد پيمان صلح چند بار آمد و شد كردند عاقبت بر آن نهادند كه عراق از آن وكيل خليفه باشد و سلطنت از آن مسعود و سلجوق شاه نيز وليعهد او . پس همگان وارد بغداد شدند . مسعود به سراهاى سلطانى رفت و سلجوق شاه به سراى شحنه . و اللّه سبحانه و تعالى ولى التوفيق . هزيمت سلطان مسعود چون سلطان محمود از جهان برفت ، سلطان سنجر از خراسان به بلاد جبال آمد . ملك طغرل پسر برادرش محمد بن ملكشاه نيز با او بود . سلطان سنجر به رى رسيد و از رى به همدان رفت . مسعود عازم قتال او شد . قراجا ساقى و سلجوق شاه نيز با او بودند . خليفه مىخواست در اين لشكركشى با آنان همراه نشود ، از اين رو در حركت تعلل مىكرد . قراجا را نزد او فرستادند . او نيز به خانقين آمد و در آنجا اقامت كرد . در سراسر عراق نام سنجر را از خطبه بيفگندند .